الشيخ المنتظري
445
درسهايى از نهج البلاغه ( فارسي )
آن روز تيزتر از گوشهاى ما در امروز بوده است ، فرموده : نه چنين است كه گوشهاى شما امروز پست تر و عيبناكتر از گوشهاى آنها باشد . « وَلاَ شُقَّتْ لَهُمُ الاَْبْصَارُ ، وَلاَ جُعِلَتْ لَهُمُ الاَْفْئِدَةُ فِي ذَلِكَ الاَْوَانِ ، اِلاَّ وَقَدْ اُعْطِيتُمْ مِثْلَهَا فِي هَذَا الزَّمَانِ » ( و در آن زمان ديده هاى آنان بينا نگشته ، و دلهايى به آنها داده نشده ، مگر اين كه در اين زمان هم مانند آن به شما داده شده است . ) « و لا شقّت لهم الابصار » و اين چنين نيست كه براى آنان چشم ها گشوده باشد ، « و لا جعلت لهم الافئدة فى ذلك الاوان » و نه اين كه براى آنان دلها مهيّا شده باشد در آن زمان ، « الاّ و قد اعطيتم مثلها فى هذا الزّمان » مگر اين كه مثل آن را به شما هم داده اند . مقصود اين كه اين طور نيست كه براى آنها معجزه شده باشد و تمام شرايط هدايت فراهم شده باشد ، بلكه همان اتمام حجّتى كه به شما شده به آنها هم شده است و از اين جهت تفاوتى در كار نيست . « وَاللهِ مَا بَصُرْتُمْ بَعْدَهُمْ شَيْئاً جَهِلُوهُ ، وَلاَ اُصْفِيتُمْ بِهِ وَحُرِمُوهُ » ( و به خدا سوگند كه شما بعد از آنها به چيزى بينا و دانا نشديد كه آنها ندانسته باشند ، و به چيزى برگزيده نگشتيد كه آنها از آن بى بهره مانده باشند . ) اينها همه در توصيف اين است كه زمان رسول خدا ( صلى الله عليه وآله و سلم ) و زمان حضرت امير ( عليه السلام ) از جهت وسائل و مسائل تبليغاتى يكى است ، و حضرت امير ( عليه السلام ) اين موضوع را با اداى سوگند بيان كرده و فرموده است : « والله ما بصرتم بعدهم شيئاً جهلوه » به خدا سوگند شما آگاه نشديد بر چيزى كه آنها آن چيز را ندانسته باشند و نسبت به آن جاهل باشند ، « و لا اصفيتم به و حرموه » و اين چنين هم نبوده كه شما نسبت به چيزى برگزيده شده باشيد در حالى كه پيشينيان شما نسبت به همان چيز